ترجمه "vasta" به فارسی
اخیرا, بتازگی, جخت بهترین ترجمه های "vasta" به فارسی هستند.
vasta
noun
adverb
دستور زبان
-
اخیرا
adverbHän todisti vasta tapauksesta korkeimman oikeuden edessä.
اخیرا وکالت یه پرونده رو در مقابل دادگاه عالی بعهده داشته
-
بتازگی
adverbOletko vasta alkanut tehdä Jehovasta sitä, johon panet luottamuksesi?
آیا تو نیز بتازگی شروع به اعتماد کردن به یَهُوَه کردهای؟
-
جخت
adverb
-
ترجمه های کمتر
- جدیدا
- نو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vasta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vasta" با ترجمه به فارسی
-
دشمن کردن · مخالف کردن
-
بجز · به استثنا
-
دکلمه کردن
-
جنایت علیه بشریت
-
كساني عليه ديگران
-
ضد · علیه · مخالف · پاد
-
ضد · علیه · مخالف
-
در ازاي پرداخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن