ترجمه "verenvuoto" به فارسی
خون ریزی, خونریزی بهترین ترجمه های "verenvuoto" به فارسی هستند.
verenvuoto
noun
دستور زبان
-
خون ریزی
nounTämä sattuu hiukan, mutta verenvuoto pitää tyrehdyttää.
، این قراره یکم درد بیاد ، باشه اما باید جلوی خون ریزی رو بگیریم ، باشه ؟
-
خونریزی
nounverenhukka verenkierrosta
Tätä valaisee se, mitä tapahtui ”naiselle, joka oli potenut verenvuotoa kaksitoista vuotta”.
این موضوع در رابطه با زنی که «دوازده سال دچار خونریزی بود» نمایان شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verenvuoto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "verenvuoto" با ترجمه به فارسی
-
خونریزی زیر عنکبوتیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن