ترجمه "verenvuodatus" به فارسی

حجامت, خونریزی, قصابی بهترین ترجمه های "verenvuodatus" به فارسی هستند.

verenvuodatus noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حجامت

    noun
  • خونریزی

    noun

    Tässä asiainjärjestelmässä epävanhurskaus ja verenvuodatus kulkevat usein käsi kädessä.

    در این سیستم حاضر بیانصافی و خونریزی اغلب با هم همراه هستند.

  • قصابی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کشتار
    • کشتار فجیع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verenvuodatus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "verenvuodatus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه