ترجمه "verenpunainen" به فارسی
زرشکی, سرخ, سرخ جامه بهترین ترجمه های "verenpunainen" به فارسی هستند.
verenpunainen
adjective
noun
دستور زبان
-
زرشکی
Noun;Adjective -
سرخ
noun -
سرخ جامه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- قرمز رنگ
- پارچه مخمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verenpunainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن