ترجمه "virrata" به فارسی

اتفاق افتادن, ازدحام کردن, بارور بودن بهترین ترجمه های "virrata" به فارسی هستند.

virrata verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتفاق افتادن

    verb
  • ازدحام کردن

    verb
  • بارور بودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بیرون آمدن
    • تجلی کردن
    • جاری شدن
    • سرچشمه گرفتن
    • فراوان بودن
    • پر بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " virrata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "virrata" با ترجمه به فارسی

  • افول کردن · فروکش کردن
  • ورست
  • روان شدن · فواره زدن · پراندن
  • ماش · ماشک · وزن خالص
  • سرود روحانی · مزمور
  • rud · جریان · جریان، جاری · نیروی جنبش
  • با هم جريان داشتن
  • اصل وسرچشمه · سرچشمه · منبع خبر
اضافه کردن

ترجمه های "virrata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه