ترجمه "virta" به فارسی
جریان، جاری, جریان, rud بهترین ترجمه های "virta" به فارسی هستند.
virta
noun
دستور زبان
Nesteen jatkuvasti etenevä liike suljettuja tai avoimia uomia, kanavia tai putkia pitkin. [..]
-
جریان، جاری
noun -
جریان
nounKertojan ääni kuuluu koko ajan tietoisen ajattelusi virrassa.
و این روایت همیشگی و صامتی که در جریان فکرکردن آگاهانه تان قرار دارد.
-
rud
noun
-
ترجمه های کمتر
- نیروی جنبش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Virta
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Virta" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Virta در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "virta" با ترجمه به فارسی
-
افول کردن · فروکش کردن
-
ورست
-
اتفاق افتادن · ازدحام کردن · بارور بودن · بیرون آمدن · تجلی کردن · جاری شدن · سرچشمه گرفتن · فراوان بودن · پر بودن
-
روان شدن · فواره زدن · پراندن
-
ماش · ماشک · وزن خالص
-
سرود روحانی · مزمور
-
با هم جريان داشتن
-
اصل وسرچشمه · سرچشمه · منبع خبر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن