ترجمه "Kavi" به فارسی

برف, barf, برف بهترین ترجمه های "Kavi" به فارسی هستند.

Kavi
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • برف

    noun

    نزولات آسمانی

    Tað gjørdi Móses, og tá hann tók hondina útaftur, var hon hvít sum kavi!

    موسی این کار را کرد، و وقتی دستش را بیرون آورد، مانند برف سفید شده بود!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kavi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

kavi noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • barf

    noun masculine
  • برف

    noun

    Tað gjørdi Móses, og tá hann tók hondina útaftur, var hon hvít sum kavi!

    موسی این کار را کرد، و وقتی دستش را بیرون آورد، مانند برف سفید شده بود!

تصاویر با "Kavi"

اضافه کردن

ترجمه های "Kavi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه