ترجمه "lítil" به فارسی
خرد, كوچِک, که بهترین ترجمه های "lítil" به فارسی هستند.
lítil
adjective
دستور زبان
-
خرد
adjective -
كوچِک
-
که
adjectiveMen vegna lyftið, Jehova hevði givið faðir Sálomo, Dávidi, skuldi ein lítil partur verða verandi í hansara ætt.
یَهُوَه به سلیمان گفت که پادشاهیاش تقسیم شده، بخش کوچکی از آن به خاطر پدرش داود برای نسلش باقی خواهد ماند.
-
کوچک
adjectiveEin lítil bólkur av salvaðum lærisveinum hjá Jesusi.
آنان گروهی کوچک از پیروان مسحشدهٔ عیسی هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lítil " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "lítil" با ترجمه به فارسی
-
یلوه کوچک
-
سلیم طوقی کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن