ترجمه "Abat" به فارسی
فراوردههای فرعی گوشت, لاشه, مواد زائد بهترین ترجمه های "Abat" به فارسی هستند.
Abat
-
فراوردههای فرعی گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
abat
noun
verb
masculine
دستور زبان
Action de couper ou de déraciner des arbres. [..]
-
لاشه
nounAnimal abattu préparé pour le marché; inclut la volaille
لاشه حیوانات آماده بازار؛ دربرگیرنده ماکیان هم هست
-
مواد زائد
noun
عباراتی شبیه به "Abat" با ترجمه به فارسی
-
آباژور
-
آباژور · نورتاب · پناهگاه
-
احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · لاشه · مغز به عنوان غذا · مواد زائد
-
افسرده · نژند · پريشان
-
انداختن · باخاک یکسان کردن · بقتل رساندن · به زمین زدن · تراز کردن · خراب کردن · درهم شکستن · دلسرد کردن · ذبح کردن · سرزنش کردن · سست کردن · قصابی کردن · متقاعد کردن · ناتوان کردن
-
انداختن · باخاک یکسان کردن · بقتل رساندن · به زمین زدن · تراز کردن · خراب کردن · درهم شکستن · دلسرد کردن · ذبح کردن · سرزنش کردن · سست کردن · قصابی کردن · متقاعد کردن · ناتوان کردن
-
احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · لاشه · مغز به عنوان غذا · مواد زائد
-
افسرده · نژند · پريشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن