ترجمه "abattre" به فارسی

انداختن, باخاک یکسان کردن, بقتل رساندن بهترین ترجمه های "abattre" به فارسی هستند.

abattre verb دستور زبان

mettre à bas, jeter à terre, faire tomber [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • انداختن

    verb
  • باخاک یکسان کردن

    verb
  • بقتل رساندن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • به زمین زدن
    • تراز کردن
    • خراب کردن
    • درهم شکستن
    • دلسرد کردن
    • ذبح کردن
    • سرزنش کردن
    • سست کردن
    • قصابی کردن
    • متقاعد کردن
    • ناتوان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abattre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abattre" با ترجمه به فارسی

  • آباژور
  • لاشه · مواد زائد
  • آباژور · نورتاب · پناهگاه
  • احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · لاشه · مغز به عنوان غذا · مواد زائد
  • فراوردههای فرعی گوشت
  • افسرده · نژند · پريشان
  • احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · لاشه · مغز به عنوان غذا · مواد زائد
  • افسرده · نژند · پريشان
اضافه کردن

ترجمه های "abattre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه