ترجمه "Autoriser" به فارسی
اجازه, اجازه دادن, اجازه دادن بهترین ترجمه های "Autoriser" به فارسی هستند.
Autoriser
-
اجازه
nounFumer n'est pas autorisé ici.
اجازه داده نشده اینجا سیگار بکشید.
-
اجازه دادن
VerbAutoriser les connexions non invitées pour contrôler le bureau
& اجازه دادن به تماسهای ناخوانده برای کنترل رومیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Autoriser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
autoriser
verb
دستور زبان
Donner ou déléguer le pouvoir, l'autorité ou la capacité de faire quelque chose. [..]
-
اجازه دادن
verbEl Jefe vous a autorisées á leur rendre visite.
رئيس جمهور به شما اجازه دادن که اونها رو ببينيد
-
اختصاص دادن
verb -
امکان داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اندوختن
- توانا ساختن
- حلب کردن
- روا کردن
- عنوان نوشتن
- قادر ساختن
- قدرت دادن
- قدرت داشتن
- لقب دادن
- مجاز کردن
- مرخص کردن
- نام نهادن
- ندیده گرفتن
- هدیه دادن
- وکالت دادن
عباراتی شبیه به "Autoriser" با ترجمه به فارسی
-
سرعت مجاز
-
مجاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن