ترجمه "Autoriser" به فارسی
اجازه, اجازه دادن, اجازه دادن بهترین ترجمه های "Autoriser" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Fumer n'est pas autorisé ici. ↔ اجازه داده نشده اینجا سیگار بکشید.
Autoriser
-
اجازه
nounFumer n'est pas autorisé ici.
اجازه داده نشده اینجا سیگار بکشید.
-
اجازه دادن
VerbAutoriser les connexions non invitées pour contrôler le bureau
& اجازه دادن به تماسهای ناخوانده برای کنترل رومیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Autoriser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
autoriser
verb
دستور زبان
Donner ou déléguer le pouvoir, l'autorité ou la capacité de faire quelque chose. [..]
-
اجازه دادن
verbEl Jefe vous a autorisées á leur rendre visite.
رئيس جمهور به شما اجازه دادن که اونها رو ببينيد
-
اختصاص دادن
verb -
امکان داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اندوختن
- توانا ساختن
- حلب کردن
- روا کردن
- عنوان نوشتن
- قادر ساختن
- قدرت دادن
- قدرت داشتن
- لقب دادن
- مجاز کردن
- مرخص کردن
- نام نهادن
- ندیده گرفتن
- هدیه دادن
- وکالت دادن
عباراتی شبیه به "Autoriser" با ترجمه به فارسی
-
سرعت مجاز
-
مجاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Autoriser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Par conséquent, un Israélite était autorisé à leur donner ou à leur vendre ces animaux (Deutéronome 14:21).
( تثنیه ۱۴:۲۱) در عوض، کسانی که به پرستش یَهُوَه گرویده بودند باید مطابق قانون عهد رفتار میکردند و از خوردن گوشت حیوانی که خونش ریخته نشده بود اکیداً خودداری میکردند.
1) Ne réservez pas plus de chambres que nécessaire et respectez le nombre d’occupants autorisé par chambre.
۱) فقط تعداد اطاقی را که نیاز دارید رزرو کنید، و فقط تعداد افرادی که مجازند در آن اطاق بمانند، از آن استفاده کنند.
Je ne suis pas autorisé à vous l'expliquer.
من اجازه ندارم چيزي برايتون توضيح بدم
Lors de l’un de ces meetings, à Dominion Hall, à Vancouver, il a été affirmé que si les passagers n’étaient pas autorisés à accoster, les canadiens originaires d’Inde devraient les suivre en Inde pour fomenter une rébellion.
در یکی از این جلسات در دومینیون هال ونکوور تصمیم گرفته شد که اگر مسافران اجازهٔ ورود به ساحل پیدا نکنند، تمام هندیهای مقیم کانادا همراه آنها به هندوستان بازگردند و علیه دولت بریتانیا شورش کنند.
Jusqu'à ce que je l'entende du maire ou autre gradé, tu n'es autorisé à rien.
تا وقتي که شهردار يا کسي عاليرتبه تر دستوره چيزي رو نده ، تو اجازه هيچ کاري رو نداري.