ترجمه "autoritaire" به فارسی
خودکامه, دیکتاتور, ستمگرانه بهترین ترجمه های "autoritaire" به فارسی هستند.
autoritaire
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui a tendance à décider de manière arbitraire ou despotique.
-
خودکامه
nounet ouvrir des sociétés autoritaires comme la nôtre.
و گشایشی در جوامع خودکامه مانند جامعه ما ایجاد کنه.
-
دیکتاتور
noun -
ستمگرانه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- طرفدار استبداد
- فرمانروای مطلق
- قاطع
- مستبدانه
- مطلق
- مغرور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " autoritaire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "autoritaire" با ترجمه به فارسی
-
شخصیت اقتدارطلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن