ترجمه "Ballon" به فارسی
بالن ته گرد, بالون, بادکنک بهترین ترجمه های "Ballon" به فارسی هستند.
Ballon
-
بالن ته گرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ballon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ballon
noun
masculine
دستور زبان
Objet sphérique pour jouer (1) [..]
-
بالون
nountype d'aérostat
Un coup au but, et ta cible explose comme un ballon.
بمحض برخورد با اين ، هدفت مثل بالون پف ميکنه.
-
بادکنک
noun masculineobjet gonflable
Voici une petite pompe avec laquelle vous pouvez gonfler un ballon.
این یک تلمبه خیلی کوچک است که با آن می توانید یک بادکنک باد کنید.
-
توپ
noun adjectiveObjet, généralement sphérique, utilisé dans les jeux.
Je sais que le ballon ça te manque.
ميدونم دلت واسه بازي با توپ تنگ شده.
-
ترجمه های کمتر
- بازی فوتبال
- توپ فوتبال
- تیزانك
- پوقانه
تصاویر با "Ballon"
عباراتی شبیه به "Ballon" با ترجمه به فارسی
-
توپ فوتبال
-
بیویام
-
توپ بسکتبال
-
بادکنک · پوقانه
-
بادکنک · تیزانك · پوقانه
-
توپ والیبال
-
فوتبال تنیس
-
بالون هواشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن