ترجمه "ballet" به فارسی
باله, رقص باله, بالت بهترین ترجمه های "ballet" به فارسی هستند.
ballet
noun
masculine
دستور زبان
-
باله
nounEt c’était aussi loin du ballet que vous puissiez imaginer.
و تا جایی که بتوانید تصور کنید از باله به دور بود.
-
رقص باله
nountype de spectacle de danse
J'ai utilisé ton argent pour acheter un billet pour un ballet.
از پولت استفاده کردم تا بليط رقص باله بگيرم.
-
بالت
noun masculineJe n'ai pas envie de parler de ballet.
نمي خوام درباره بالت حرف بزنم ( بالت:
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ballet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ballet"
عباراتی شبیه به "ballet" با ترجمه به فارسی
-
باله سپید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن