ترجمه "Chauffage" به فارسی
شوفاژ, گرمایش, بخاری بهترین ترجمه های "Chauffage" به فارسی هستند.
Chauffage
-
شوفاژ
Dis-lui de monter le chauffage, d'accord?
ميشه به پدرت بگي دماي شوفاژ رو بيشتر کنه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Chauffage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
chauffage
noun
masculine
دستور زبان
action de chauffer [..]
-
گرمایش
L'ambiance sonore d'une pièce est l'addition de tous les sons de la pièce : ventilation, chauffage, réfrigérateur.
آهنگ اتاق، اضافه کردن همهی صداهای داخل اتاق است: سیستم تهویه، سیستم گرمایش، فریزر.
-
بخاری
nounDereck a donc allumé le chauffage de la voiture —
دِرِک موتور فن بخاری ماشین را روشن کرد —
عباراتی شبیه به "Chauffage" با ترجمه به فارسی
-
گرمایش الکتریکی
-
تجهيزات گرمايش · گرمکنندهها
-
گرمایش تابشی
-
شوفاژ
-
گرمکردن خاک
-
hizom · هيمه · هیزم
-
hizom · هيمه · هیزم
-
hizom · هيمه · هیزم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن