ترجمه "Lance" به فارسی
نیزه, نیزه, سنان بهترین ترجمه های "Lance" به فارسی هستند.
Lance
-
نیزه
nounPourquoi le bolide aurait besoin de la Lance du Destin?
خب یه تندرو نیزه تقدیر رو برا چی میخواد ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lance
noun
verb
feminine
دستور زبان
Arme longue et droite en bois, terminée par un fer pointu, utilisée au moyen âge.
-
نیزه
nounarme d'hast dotée d'un fer emmanché sur une hampe ou long bois [..]
La blessure ne guérira pas tant que le fer de lance y sera.
این زخم خوب نمیشه تا زمانی که نیزه رو در بیاریم.
-
سنان
noun feminine -
نیشتر زدن
verb feminine
تصاویر با "Lance"
عباراتی شبیه به "Lance" با ترجمه به فارسی
-
تیر و کمان سنگی · فلاخن · قلابسنگ
-
لانس آرمسترانگ
-
راکتانداز
-
پرتاب وزنه
-
سرنیزه · سنان
-
آرپیجی
-
پرتاب چکش
-
part kardan · اقدام كردن · انداختن · برقرار کردن · تیراندازی · راه اندازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن