ترجمه "lancer" به فارسی
part kardan, انداختن, اقدام كردن بهترین ترجمه های "lancer" به فارسی هستند.
lancer
verb
noun
masculine
دستور زبان
Rendre publiquement disponible. [..]
-
part kardan
verb masculine -
انداختن
verbC’est un peu comme lancer un caillou dans un étang.
مثل انداختن یک سنگ درون برکه آب میمونه.
-
اقدام كردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- برقرار کردن
- تیراندازی
- راه اندازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lancer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lancer"
عباراتی شبیه به "lancer" با ترجمه به فارسی
-
تیر و کمان سنگی · فلاخن · قلابسنگ
-
لانس آرمسترانگ
-
سنان · نیزه · نیشتر زدن
-
راکتانداز
-
پرتاب وزنه
-
سرنیزه · سنان
-
آرپیجی
-
پرتاب چکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن