ترجمه "Pointeur" به فارسی
اشارهگر, اشاره گر, مکان نما بهترین ترجمه های "Pointeur" به فارسی هستند.
Pointeur
-
اشارهگر
L'auteur de ce nouvel objet pointeur est assis là-bas, donc je peux déplacer ceci ici.
نویسندهی این دستگاه اشارهگر جدید آنجا نشسته است، میتوان این را از ایجا به آنجا بکشم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pointeur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pointeur
noun
masculine
دستور زبان
Artilleur qui pointe le canon [..]
-
اشاره گر
noun masculine -
مکان نما
noun masculine -
پیکان
noun masculine
عباراتی شبیه به "Pointeur" با ترجمه به فارسی
-
اشارهگر لیزری
-
نشانگر لیزر
-
اشاره گر لمسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن