ترجمه "pointe" به فارسی
نوک, اوج, بحران بهترین ترجمه های "pointe" به فارسی هستند.
pointe
noun
verb
feminine
دستور زبان
Terminaison étroite et pointue d'un objet. [..]
-
نوک
noun femininePuis, elles doivent danser en pointe pendant des heures.
و روي نوک پاشون چند ساعت مي ايستند.
-
اوج
noun feminineC’était l’heure de pointe et des milliers de personnes descendaient les escaliers en flots continus.
وقتِ اوجِ ترافیک بود و هزاران نفر داشتن از پله ها جاری میشدند.
-
بحران
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- به به
- تارک
- توک
- جلو
- راس
- سر
- سمت الراس
- شاهبیت
- شکوفه
- صف جلو
- طلایه
- عجب
- قله
- لب مطلب
- مرتفعترین نقطه
- منتها
- میوه
- نقطه حساس
- نیم روز
- گل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pointe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pointe"
عباراتی شبیه به "pointe" با ترجمه به فارسی
-
نوک تیز سنگی
-
فناوری عالی
-
بالا نگهداشتن · نقطه
-
حاضر شدن · حضور یافتن
-
لحاف
-
فناوری عالی
-
اوج ترافیک
-
طاق رومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن