ترجمه "Pomme" به فارسی

سیب, سیب, سيب بهترین ترجمه های "Pomme" به فارسی هستند.

Pomme
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیب

    noun

    Ma mère fait souvent des tartes aux pommes pour nous.

    مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pomme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pomme noun feminine دستور زبان

Fruit [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیب

    noun

    میوه سردسیری [..]

    Ma mère fait souvent des tartes aux pommes pour nous.

    مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

  • سيب

    Un tas de pommes, pas beaucoup de barres sucrées.

    يه عالمه سيب ، تعداد کمي آبنبات چوبي.

  • سیبها

    que c'est beaucoup plus rouge que la plupart des pommes.

    که این از اکثر سیبها قرمز تر هست.

  • ترجمه های کمتر

    • استخوان
    • دندان فیل
    • رنگ عاج
    • سيبهاي زينتي
    • سیب زمینی
    • عاج
    • مردمک چشم
    • چاقوی کوتاه
    • کج بیل

تصاویر با "Pomme"

عباراتی شبیه به "Pomme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pomme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه