ترجمه "pommade" به فارسی
پماد, روغن, روغن مالی بهترین ترجمه های "pommade" به فارسی هستند.
pommade
noun
feminine
دستور زبان
-
پماد
nounLes hurlements n’ont pas repris, car le petit frère aimait manifestement l’effet apaisant de la pommade beaucoup plus que l’effet nettoyant du liquide vaisselle.
فریاد ها شروع نشدند،چونکه برادر کوچک به وضوح از اثر تسکین دهندۀ پماد بیشتر از اثر پاک کنندۀ صابون ظرفشوئی قدردان بود.
-
روغن
noun feminineEt puis ça aurait enlevé l'odeur de ta pommade.
به جهنم ، حداقل شاید بوی گند روغن موهاتو پاک کنه
-
روغن مالی
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- روغن مالیدن
- مرهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pommade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن