ترجمه "Rouille" به فارسی

آتشک, زنگ زدن, زنگ بهترین ترجمه های "Rouille" به فارسی هستند.

Rouille

Rouille (maladie)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آتشک

    maladie fongique des plantes

  • زنگ زدن

    verb

    oxydation du fer

    La rouille, c'est le cancer du bateau.

    زنگ زدن مثل سرطان قايق مي مونه, راس.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rouille " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rouille adjective noun masculine feminine دستور زبان

Oxyde de fer. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگ

    noun

    Substance de couleur brun-rougeâtre qui forme une couche corrosive sur la surface de fer ou acier qui est en contact avec l'air humide ou avec l'eau.

    Considérez les fongi — en incluant les champignons, la rouille, la moisissure et d'autres organismes pathogènes.

    قارچها را در نظر بگیرید— شامل کپکها، زنگ گیاهی و بسیاری دیگر از ارگانیزمهای بیماریزا.

  • زنگ زدن

    verb

    La rouille, c'est le cancer du bateau.

    زنگ زدن مثل سرطان قايق مي مونه, راس.

  • زنگها

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • خوردن
    • زنگار
    • زنگها (بیماری)
    • فندقی
    • پوسیدن

تصاویر با "Rouille"

عباراتی شبیه به "Rouille" با ترجمه به فارسی

  • زنگ زده · سفید
  • قارچهاي زنگ · قارچهاي كهيري · يوردينالها · یوردینالز
اضافه کردن

ترجمه های "Rouille" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه