ترجمه "rouleau" به فارسی
غلتکها, طومار, پیچک بهترین ترجمه های "rouleau" به فارسی هستند.
rouleau
noun
masculine
دستور زبان
rouleau (vague)
-
غلتکها
-
طومار
noun masculineLe rouleau, usagé mais bien conservé, portait des marques de consolidation.
بر روی این طومار، که بخوبی محفوظ مانده ولی فرسوده است میتوان اثرات ترمیم را مشاهده کرد.
-
پیچک
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rouleau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rouleau" با ترجمه به فارسی
-
وردنه
-
تیرک · وردنه
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
غلتک راهسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن