ترجمه "roulement" به فارسی
بلبرینگ, شیفت, یاتاقان بهترین ترجمه های "roulement" به فارسی هستند.
roulement
noun
masculine
دستور زبان
-
بلبرینگ
noun masculine -
شیفت
Ma mère a travaillé dans les fermes, puis sur une chaîne de montage automobile, six jours, deux roulements.
مادرم در مزارع کار می کرد، سپس بر روی یک خط مونتاژ خودرو، شش روز در هفته در دو شیفت.
-
یاتاقان
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roulement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roulement" با ترجمه به فارسی
-
بلبرینگ
-
بلبرینگ
-
کار شیفتی · کار نوبهای
-
سرمایه در گردش
-
سرمایه در گردش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن