ترجمه "Tigre" به فارسی
دجله, ببر, ببر بهترین ترجمه های "Tigre" به فارسی هستند.
Tigre (rivière) [..]
-
دجله
proper masculineTigre (fleuve) [..]
Mais de fortes pluies firent déborder le Tigre.
اما برخلاف انتظار، رود دجله در اثر بارانهای سیلآسا طغیان کرد.
-
ببر
proper masculineTigre (mammifère) [..]
Le Buffle arriva en deuxième, suivi par le puissant Tigre juste derrière lui.
گاو دوم شد، و ببر نیرومند درست پشت سرش بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tigre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Grand animal carnivore (Panthera tigris) de la famille des félins indigène d'Asie.
-
ببر
nounگونهای از پلنگیان [..]
Eteint depuis un siècle, le tigre du Bengale est de retour.
راه برگشتي براي ببر بنگال که بيش از يک قرن است که منقرض شده ، پيدا شده است.
-
ببرها
de combien de tigres, crapauds, tiques ou n’importe quoi
از تعداد ببرها، قورباغه ها، کنه ها یا هر تودۀ زیستی
-
babr
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- qaplan
- šatarb
- دجله
- پلنگ
تصاویر با "Tigre"
عباراتی شبیه به "Tigre" با ترجمه به فارسی
-
ببرهای تامیل
-
ببر مازندران
-
ببر سیبری
-
رودخانه دجله
-
ببر و برف
-
ببر
-
کوسه ببری
-
ببر سفید