ترجمه "tige" به فارسی
ساقه, ساقهها, تهساقهها بهترین ترجمه های "tige" به فارسی هستند.
tige
noun
feminine
دستور زبان
partie d’une plante qui sort de terre [..]
-
ساقه
noun femininepartie de plantes
Vous voyez l'orientation. La tige est vers le bas.
شما میتونید جهتگیری سیب را ببینید. ساقه رو به پایین است.
-
ساقهها
Bois présentant des caractères anatomiques plus ou moins distinctifs, se formant typiquement dans les portions de tiges penchées ou courbées et dans les branches
چوب دارای ویژگیهای تشریحی کم و بیش متمایز، که به طور نمونه در بخشهای خم شده، ساقهها و شاخهها تشکیل شده است
-
تهساقهها
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- ساقههاي ماشورهاي
- ستاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tige " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tige"
عباراتی شبیه به "tige" با ترجمه به فارسی
-
گوشپاککن
-
درازشدگی ساقه
-
حشرات ساقهخوار · ساقهخوارها
-
ارتفاع
-
گوشپاککن
-
سبزیجات ساقهای
-
گوشپاککن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن