ترجمه "abandonner" به فارسی

ترک کردن, دست کشیدن, رها کردن بهترین ترجمه های "abandonner" به فارسی هستند.

abandonner verb

Cesser de s'opposer, de résister. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترک کردن

    verb

    به حال خود رها کردن

    Bill a arrêté de fumer.

    بیل سیگار را ترک کرد.

  • دست کشیدن

  • رها کردن

    Ils avaient de mauvaises notes. Certains avaient quitté l'école.

    نمرات بدی داشتند. بعضی تحصیل را رها کرده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • به حال خود رها کردن
    • استعفا دادن از
    • انکار کردن
    • بچه انداختن
    • بی خیالی
    • بی نتیجه ماندن
    • تسلیم شدن
    • رهاسازی
    • ریشه نکردن
    • سقط کردن
    • صرفنظرکردن از
    • مستعفی شدن
    • واگذار کردن
    • واگذاری
    • ول کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abandonner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "abandonner"

عباراتی شبیه به "abandonner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "abandonner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه