ترجمه "abandonner" به فارسی
ترک کردن, دست کشیدن, رها کردن بهترین ترجمه های "abandonner" به فارسی هستند.
abandonner
verb
Cesser de s'opposer, de résister. [..]
-
ترک کردن
verbبه حال خود رها کردن
Bill a arrêté de fumer.
بیل سیگار را ترک کرد.
-
دست کشیدن
-
رها کردن
Ils avaient de mauvaises notes. Certains avaient quitté l'école.
نمرات بدی داشتند. بعضی تحصیل را رها کرده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- به حال خود رها کردن
- استعفا دادن از
- انکار کردن
- بچه انداختن
- بی خیالی
- بی نتیجه ماندن
- تسلیم شدن
- رهاسازی
- ریشه نکردن
- سقط کردن
- صرفنظرکردن از
- مستعفی شدن
- واگذار کردن
- واگذاری
- ول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abandonner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "abandonner"
عباراتی شبیه به "abandonner" با ترجمه به فارسی
-
بی صاحب · معطل
-
رابرت آنسون هاینلاین
-
انی و لمی
-
جودیت رزنیک
-
آلاباما (یو.اس.آ)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن