ترجمه "absent" به فارسی
غایب, حواس پرت, شخص غایب بهترین ترجمه های "absent" به فارسی هستند.
absent
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Pas là où quelque chose ou quelqu'un est habituellement. [..]
-
غایب
adjectiveSami est souvent absent.
سامی معمولا غایب بود.
-
حواس پرت
adjective -
شخص غایب
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- غیبت
- غیرموجود
- مجزا
- مختصر
- مفقودالاثر
- پریشان خیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Absent
-
غایب
adjectiveSami est souvent absent.
سامی معمولا غایب بود.
عباراتی شبیه به "absent" با ترجمه به فارسی
-
غایب
-
زمینداران غایب
-
خارج از دفتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن