ترجمه "absent" به فارسی

غایب, حواس پرت, شخص غایب بهترین ترجمه های "absent" به فارسی هستند.

absent adjective noun masculine دستور زبان

Pas là où quelque chose ou quelqu'un est habituellement. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • غایب

    adjective

    Sami est souvent absent.

    سامی معمولا غایب بود.

  • حواس پرت

    adjective
  • شخص غایب

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • غیبت
    • غیرموجود
    • مجزا
    • مختصر
    • مفقودالاثر
    • پریشان خیال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " absent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Absent
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • غایب

    adjective

    Sami est souvent absent.

    سامی معمولا غایب بود.

عباراتی شبیه به "absent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "absent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه