ترجمه "absenter" به فارسی
حواس پرت, غیرموجود, مجزا بهترین ترجمه های "absenter" به فارسی هستند.
absenter
verb
دستور زبان
-
حواس پرت
adjective -
غیرموجود
adjective -
مجزا
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مختصر
- پریشان خیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absenter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن