ترجمه "acteur" به فارسی
بازیگر, هنرپیشه, آکتریس بهترین ترجمه های "acteur" به فارسی هستند.
acteur
noun
masculine
دستور زبان
celui, celle qui représente un personnage dans une pièce de théâtre [..]
-
بازیگر
nounMais dans cette expérience on a aussi engagé un étudiant acteur.
ولی در این آزمایش ما یک دانشجوی بازیگر را هم به کار گرفتیم.
-
هنرپیشه
nounکسی که در فیلم، تلویزیون، رادیو، تئاتر ایفای نقش میکند
James Bond n'est pas un acteur.
جیمز باند هنرپیشه نیست.
-
آکتریس
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- آکتور
- عامل
- فاعل
- مدعی
- نماینده
- کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acteur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "acteur"
عباراتی شبیه به "acteur" با ترجمه به فارسی
-
بازیگر خردسال
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
-
آکتریس · آکتور · بازیگر
-
بازیگر سینما
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
-
صدا پیشه
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
-
بازیگر تئاتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن