ترجمه "affichage" به فارسی
نمایش, بیلبورد, صفحه نمایش بهترین ترجمه های "affichage" به فارسی هستند.
affichage
noun
masculine
دستور زبان
-
نمایش
nounpour un affichage complètement volumétrique utilisant le même phénomène.
برای نمایش کاملاً حجمی با استفاده از همین پدیده.
-
بیلبورد
technique de communication en extérieur
-
صفحه نمایش
Votre affichage ne gère pas l' économie d' énergie
صفحه نمایش شما ذخیرۀ توان را پشتیبانی نمیکند
-
ترجمه های کمتر
- مشاهده
- نما
- نمایش دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affichage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affichage" با ترجمه به فارسی
-
نمای شخصی
-
صفحه نمایش دیجیتالی
-
نمایشگر کمکی
-
نمایشگر سربالا
-
صفحه نمایش کریستال مایع
-
نمای کلاسیک
-
نمای منبع
-
نمای تقویم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن