ترجمه "alentour" به فارسی
احاطه, اطراف, توابع بهترین ترجمه های "alentour" به فارسی هستند.
alentour
adverb
-
احاطه
noun -
اطراف
nounCeci est un palangrier, qui pêche aux alentours de la côte sud de l'Afrique.
این یک کشتی دوربرد است که در اطراف ساحل آفریقا ماهیگیری میکند.
-
توابع
noun
-
ترجمه های کمتر
- حول وحوش
- دوروبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alentour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن