ترجمه "alternatif" به فارسی
تناوبی, متناوب بهترین ترجمه های "alternatif" به فارسی هستند.
alternatif
adjective
masculine
دستور زبان
Qui se produit en alternance.
-
تناوبی
adjective -
متناوب
adjective masculineC'est une ligne de temps alternative, dans un sens.
در اصل, اون یه جدول زمانی متناوب هستش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alternatif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alternatif" با ترجمه به فارسی
-
اختیار · ازادی · انتخاب · خیار · خیار فسخ · دیگر · متناوب
-
آلترنتیو راک
-
صندوق سرمایهگذاری
-
تنفس سيانيد-مقاوم · مسير سيانيد-مقاوم · مسیر تنفسی جایگزین
-
میزبانهای تناوبی
-
زراعت جايگزين · زراعت زيستشناختي · كشاورزي بومشناختي · نظامهاي توليد جايگزين · پيوستهكشت · کشاورزی تناوبی
-
روشهای تناوبی
-
انرژي جايگزين
اضافه کردن مثال
اضافه کردن