ترجمه "alternative" به فارسی
اختیار, ازادی, انتخاب بهترین ترجمه های "alternative" به فارسی هستند.
alternative
noun
adjective
feminine
دستور زبان
subrogation (juridique)
-
اختیار
noun feminineVoici une quatrième alternative qui vous sera bientôt disponible.
ولی به زودی راه حل چهارمی هم در اختیار شما قرار می گیرد.
-
ازادی
noun feminine -
انتخاب
noun feminineSaisissez l' alternative &
انتخاب را وارد کنید
-
ترجمه های کمتر
- خیار
- خیار فسخ
- دیگر
- متناوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alternative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alternative" با ترجمه به فارسی
-
آلترنتیو راک
-
تناوبی · متناوب
-
صندوق سرمایهگذاری
-
تنفس سيانيد-مقاوم · مسير سيانيد-مقاوم · مسیر تنفسی جایگزین
-
میزبانهای تناوبی
-
زراعت جايگزين · زراعت زيستشناختي · كشاورزي بومشناختي · نظامهاي توليد جايگزين · پيوستهكشت · کشاورزی تناوبی
-
روشهای تناوبی
-
انرژي جايگزين
اضافه کردن مثال
اضافه کردن