ترجمه "ambassade" به فارسی

سفارت, سفارتخانه, ایلچی بهترین ترجمه های "ambassade" به فارسی هستند.

ambassade noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفارت

    noun

    Vous savez, j'étais un visiteur connu de cette ambassade.

    آخه من یکی از ویزیتور های اون سفارت بودم.

  • سفارتخانه

    noun

    Et le protocole de sécurité de toutes les ambassades.

    و پروتکل امنیتی واسه ی همه ی سفارتخانه های خارج از کشورمون

  • ایلچی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سفارت خانه
    • سفارت کبری
    • سفیر
    • پیک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ambassade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ambassade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه