ترجمه "ambassadrice" به فارسی
ایلچی, سفیر, آمباسادور بهترین ترجمه های "ambassadrice" به فارسی هستند.
ambassadrice
noun
feminine
دستور زبان
-
ایلچی
noun feminine -
سفیر
noun feminineJe serai content une fois ambassadeur â Paris.
اوضاع هیج وقت بهتر از این نمیشه مگه اینکه سفیر هم بشم و برم پاریس.
-
آمباسادور
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- همسر سفیر
- پیک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambassadrice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ambassadrice" با ترجمه به فارسی
-
آمباسادور · ایلچی · سفي · سفیر · سفیر کبیر · پیک
-
سفیر حسن نیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن