ترجمه "arrestation" به فارسی
بازداشت موقت, بازداشتن, توقیف بهترین ترجمه های "arrestation" به فارسی هستند.
arrestation
noun
feminine
دستور زبان
État temporaire de détention ou de confinement, particulièrement d'un prisonnier attendant un jugement.
-
بازداشت موقت
-
بازداشتن
verb feminine -
توقیف
noun feminineArrestation en véhicule solaire dans zone prohibée.
ما پسرتونو در حالی توقیف کردیم که... با یه وسیله خورشیدی ، تو منطقه حفاظت شده وارد شده بود
-
دستگیری
noun feminineLa première arrestation de Tim, 11 ans, a eu lieu plus tard cette année-là.
دستگیری تیم برای اولین بار سال بعد اتفاق افتاد هنگامی که او ۱۱ ساله بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arrestation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن