ترجمه "arrivant" به فارسی
تازه وارد ترجمه "arrivant" به فارسی است.
arrivant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تازه وارد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arrivant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arrivant" با ترجمه به فارسی
-
اتفاق افتادن · ادامه دادن · امکان داشتن · به انجام رسیدن · حلب کردن · ختم کردن · خطور کردن · در رسیدن · رخ دادن · رسیدن · قدرت داشتن · موفق شدن · وارد شدن · پیشامد کردن · کوشش کردن · گذراندن
-
اینده · وارد · ورود
-
به مقصد رسیدن-صحیح و سالم رسیدن
-
موفق شدن
-
جا افتادن
-
اینده · وارد · ورود
-
اتفاق افتادن · ادامه دادن · امکان داشتن · به انجام رسیدن · حلب کردن · ختم کردن · خطور کردن · در رسیدن · رخ دادن · رسیدن · قدرت داشتن · موفق شدن · وارد شدن · پیشامد کردن · کوشش کردن · گذراندن
-
اینده · وارد · ورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن