ترجمه "arriver" به فارسی
پیشامد کردن, رسیدن, رخ دادن بهترین ترجمه های "arriver" به فارسی هستند.
arriver
verb
دستور زبان
Parvenir à destination [..]
-
پیشامد کردن
-
رسیدن
verbLorsqu’est arrivée cette conclusion, quelque chose devait être florissant.
هنگام فرا رسیدن این پایان، بایست چیزی کاملاً رشد کرده و فراوان میبود.
-
رخ دادن
verb(Pour un évènement) Avoir une existence réelle.
Nous pouvons détecter quand une catastrophe va arriver.
وقتی یه فاجعه در حال رخ دادن باشه ما تشخیصش میدیم.
-
ترجمه های کمتر
- اتفاق افتادن
- ادامه دادن
- امکان داشتن
- به انجام رسیدن
- حلب کردن
- ختم کردن
- خطور کردن
- در رسیدن
- قدرت داشتن
- موفق شدن
- وارد شدن
- کوشش کردن
- گذراندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arriver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arriver" با ترجمه به فارسی
-
رابرت آنسون هاینلاین
-
انی و لمی
-
جودیت رزنیک
-
آلاباما (یو.اس.آ)
-
آرسنیک · آس · تکخال · داشتن · زبر دست · ماهر · هنرشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن