ترجمه "attache" به فارسی
افسارها, ابزار مهار بهترین ترجمه های "attache" به فارسی هستند.
attache
verb
noun
feminine
conclusion (d’une histoire) [..]
-
افسارها
-
ابزار مهار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attache " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attache" با ترجمه به فارسی
-
چاپخانهدار
-
آتاشه · وابسته
-
پوشه پرونده
-
پيش مرگ شدن، در انجام كار مشكلي پيش قدم شدن
-
قيمها (گياه)
-
الصاق کردن · بار سفربستن · بستن · تاسف خوردن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · سوگواری کردن · شدیدبودن · متمسک شدن · محدود کردن · نوحه سرایی کردن · پایه زدن · کاندید کردن · گره زدن
-
آتاشه · وابسته
-
الصاق کردن · بار سفربستن · بستن · تاسف خوردن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · سوگواری کردن · شدیدبودن · متمسک شدن · محدود کردن · نوحه سرایی کردن · پایه زدن · کاندید کردن · گره زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن