ترجمه "attacher" به فارسی

بستن, الصاق کردن, بار سفربستن بهترین ترجمه های "attacher" به فارسی هستند.

attacher verb دستور زبان

Fixer [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستن

    verb

    Tes hommes t'ont attaché au mat pour t'empêcher de sauter par-dessus bord.

    تو رو به دکل بستن تا نذارن خودتو پرت کنی تو آب.

  • الصاق کردن

    verb
  • بار سفربستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تاسف خوردن
    • تاسیس کردن
    • تشکیل دادن
    • سوگواری کردن
    • شدیدبودن
    • متمسک شدن
    • محدود کردن
    • نوحه سرایی کردن
    • پایه زدن
    • کاندید کردن
    • گره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attacher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attacher" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "attacher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه