ترجمه "barbant" به فارسی
کسل کننده, ملال آور, خسته کننده بهترین ترجمه های "barbant" به فارسی هستند.
barbant
adjective
masculine
دستور زبان
Qui cause de l'ennui.
-
کسل کننده
adjectiveJe suis la 46ème personne la plus barbante de l'hémisphère occidental. »
من ۴۶مین فرد به شدت کسل کننده در نیمکره غربی هستم.
-
ملال آور
adjective -
خسته کننده
adjective masculineSoirée barbante en perspective.
به نظر شب دراز و خسته کننده اي مياد.
-
ترجمه های کمتر
- رنجش آور
- ناراضی
- کج خلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barbant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barbant" با ترجمه به فارسی
-
پشمک
-
ريش · ریش · مقابله کردن · ویسکر
-
پشمک
-
تیلاندزیا · خزه اسپانيايي
-
داسه · ريشكها · پوشهها
-
جوزف باربرا
-
تهریش · پوست · پوست خام · پوشال · کلش
-
مرغ پوپی سرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن