ترجمه "barbe" به فارسی
ریش, ريش, مقابله کردن بهترین ترجمه های "barbe" به فارسی هستند.
Poils poussant sur le visage, particulièrement sur le menton et les joues. [..]
-
ریش
nounpoils recouvrant le menton, les joues et la mâchoire de l'homme
Ici, pas ma coupe de cheveux, mais ma barbe.
نه مدل موهای من در این مورد خاص، بلکه مدل ریش من.
-
ريش
noun femininePoils du visage des êtres humains sur le menton, les joues et la mâchoire. [..]
Les Occidentaux avec des barbes sont les plus délurés!
غربي هايي که ريش دارن ، از همه حشري ترن!
-
مقابله کردن
verb feminine -
ویسکر
formation de filaments à partir de certains matériaux métalliques
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barbe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Barbe (cheval)
"Barbe" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Barbe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "barbe"
عباراتی شبیه به "barbe" با ترجمه به فارسی
-
پشمک
-
پشمک
-
تیلاندزیا · خزه اسپانيايي
-
داسه · ريشكها · پوشهها
-
جوزف باربرا
-
تهریش · پوست · پوست خام · پوشال · کلش
-
مرغ پوپی سرخ
-
خسته کننده · رنجش آور · ملال آور · ناراضی · کج خلق · کسل کننده