ترجمه "bordeaux" به فارسی
بردو, آلبالویی, بوردو بهترین ترجمه های "bordeaux" به فارسی هستند.
bordeaux
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بردو
noun masculine -
آلبالویی
couleur
-
بوردو
Et 1947 était un millésime légendaire, surtout sur la rive droite de Bordeaux.
با یک درصد قابل توجهی از انگور فران کبرنه و ۱۹۴۷ سال افسانه ای برای شراب بود بخصوص در دامنه سمت راست بوردو.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bordeaux " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bordeaux
proper
masculine
دستور زبان
Ville du sud-ouest de la France, chef-lieu de la région Aquitaine et du département de la Gironde.
-
بردو
proper -
بوردو
Et 1947 était un millésime légendaire, surtout sur la rive droite de Bordeaux.
با یک درصد قابل توجهی از انگور فران کبرنه و ۱۹۴۷ سال افسانه ای برای شراب بود بخصوص در دامنه سمت راست بوردو.
-
Bordu
proper
تصاویر با "bordeaux"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن