ترجمه "bout" به فارسی
انتها, نوک, پایان بهترین ترجمه های "bout" به فارسی هستند.
bout
noun
verb
masculine
دستور زبان
Partie extrême. [..]
-
انتها
nounVous voulez la lire en entier, et non en lire des petits bouts.
مطمئناً به خواندن چند خط اول اکتفا نمیکنید و نامه را تا انتها میخوانید.
-
نوک
noun masculineComme si la nature jaillissait du bout de tes doigts.
مثل اين بود که طبيعت از نوک انگشتات فواره بزنه.
-
پایان
noun masculineEt au bout de la chaïne alimentaire, nous les mangeons aussi.
و در پایان زنجیره غذایی ما هم اونا رو میخوریم.
-
ترجمه های کمتر
- آخر
- التفات
- انعام
- اوج
- بحران
- بخشش
- تارک
- توک
- خاتمه
- راس
- سر
- سمت الراس
- قله
- مرتفعترین نقطه
- منتها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bout"
عباراتی شبیه به "bout" با ترجمه به فارسی
-
سر تا سر
-
شکارچی گوزن
-
سرانگشت · نوک انگشت
-
اسپریها · افشانهها · حریره · شوربا · فرنی
-
التهاب · جوش · درجه جوش · دمل · هیجان · کورک
-
مغلوب ساختن
-
قاف تا قاف
-
از نفس افتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن