ترجمه "côte" به فارسی

ساحل, دنده, دندهها بهترین ترجمه های "côte" به فارسی هستند.

côte noun feminine دستور زبان

anatomie [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحل

    noun

    Ligne ou zone où la terre rencontre la mer ou un lac.

    La baleine a été trouvée au large de la côte de Wakayama.

    نهنگ در ساحل واکایاما پیدا شده بود.

  • دنده

    noun

    os plat recourbé entourant le torse

    Leurs côtes se cassent et percent leurs poumons.

    اگر دردناتوس میافتاد٬ دندهها میشکست و ریهها را سوراخ میکرد.

  • دندهها

    noun feminine

    Leurs côtes se cassent et percent leurs poumons.

    اگر دردناتوس میافتاد٬ دندهها میشکست و ریهها را سوراخ میکرد.

  • ترجمه های کمتر

    • رانكايرد
    • لحاس
    • نتفر ريزارس
    • نديرس
    • خط کناری
    • دامنه
    • دامنه کوه
    • دریاکنار
    • دندهها (استخوان)
    • رگه اصلی
    • ساحل دریا
    • سالک
    • شیب
    • ضلعی
    • لب
    • متحرک
    • مرز گذاشتن
    • کرانه دریا
    • کناره
    • گوشت دنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " côte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Côte

Côte (province du Kenya)

+ اضافه کردن

"Côte" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Côte در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "côte"

عباراتی شبیه به "côte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "côte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه