ترجمه "côtes" به فارسی
ساحل, سواحل, كرانهها بهترین ترجمه های "côtes" به فارسی هستند.
côtes
noun
feminine
دستور زبان
-
ساحل
noun properLa baleine a été trouvée au large de la côte de Wakayama.
نهنگ در ساحل واکایاما پیدا شده بود.
-
سواحل
nounC'est l'un des meilleurs taxidermiste de la côte ouest.
اون يکي از بهترين متخصّص هاي تاکسيدرمي در سواحل غربي ـه.
-
كرانهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " côtes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "côtes" با ترجمه به فارسی
-
پرووانس آلپ کوت دازور
-
ساحل عاج
-
کرفس
-
خط کناری · دامنه · دامنه کوه · دریاکنار · دنده · دندهها · دندهها (استخوان) · رانكايرد · رگه اصلی · ساحل · ساحل دریا · سالک · شیب · ضلعی · لب · لحاس · متحرک · مرز گذاشتن · نتفر ريزارس · نديرس · کرانه دریا · کناره · گوشت دنده
-
توازن اتلاف جهانی خاک · فرسايش خاك · فرسايش ساحلي · فرسایش · يو.اس.ال.اي
-
جمهوري ساحل عاج
-
ساحل عاج
-
تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن