ترجمه "campagne" به فارسی

روستا, حومه شهر, جنگ صلیبی بهترین ترجمه های "campagne" به فارسی هستند.

campagne noun feminine دستور زبان

Espace découvert et plat propre aux cultures [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun

    qui est fraîche de toutes les herbes de la campagne environnante.

    از گیاهان تازه اطراف روستا تولید می کند.

  • حومه شهر

    noun

    Si vous deviez partir de zéro, disons que vous aller dans la campagne.

    اگر می خواستید همه چیز را خودتان از اول شروع کنید، باید می رفتید به حومه شهر.

  • جنگ صلیبی

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • جنگ مذهبی
    • حاشیه نشین
    • سفری
    • سلسله عملیات
    • محدوده روستایی
    • کارزار
    • کمپین
    • ییلاقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " campagne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "campagne"

عباراتی شبیه به "campagne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "campagne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه