ترجمه "camper" به فارسی
اردو زدن, اردوگاه, خیمه برپا کردن بهترین ترجمه های "camper" به فارسی هستند.
camper
verb
دستور زبان
-
اردو زدن
verbLes amateurs de baskets vérifient les prix tout en campant devant les magasins.
الان معتادان کتانی قیمتها را هنگام اردو زدن قبل از هر عرضه جدیدی چک میکنند.
-
اردوگاه
nounDonc, nous sommes peut-être là où les Israélites campaient.”
بنابراین جایی که ما ایستادهایم اردوگاه اسرائیلیان بود.›
-
خیمه برپا کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دسته
- منزل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " camper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن