ترجمه "capital" به فارسی
سرمایه, مايملك شركا, سرمایه بهترین ترجمه های "capital" به فارسی هستند.
capital
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Le moyen d'acquérir des biens et des services, particulièrement dans un système non basé sur le troc.
-
سرمایه
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Les connexions neuronales sont importantes car c'est la définition du capital humain.
حالا، اتصالات نورونی مهم هستند، چرا که آنها تعیین کننده سرمایه انسانی هستند.
-
مايملك شركا
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Capital
-
سرمایه
stock accumulé de biens ou de richesses
avons créé une société caritative appelée Just Capital.
یک بنگاه غیر انتفاعی با نام «سرمایه عادلانه» ایجاد کردیم.
عباراتی شبیه به "capital" با ترجمه به فارسی
-
همكاري
-
دارایی نامشهود
-
سرمایه های شناور
-
سهمي از سرمايه
-
سرمایه · مايملك شركا
-
بروکسل
-
میانگین وزنی هزینههای سرمایهای
-
سرمایه فرهنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن